|
درباره وبلاگ با سلام به وبلاگ آموزشی زبان انگلیسی خوش آمدید. امیدوارم مطالب وبلاگ در یادگیری زبان انگلیسی به شما کمک نماید. دبیر زبان-Alidadi موضوعات
آخرین مطالب پيوندها نويسندگان آموزش زبان انگلیسی ELC English Learning Club When Mary Smith was a student, she always wanted to become a teacher, because she liked children. When she was twenty-one years old, she began teaching in a small school. She was a good teacher, and she laughed a lot with the children in her class. They enjoyed her teaching.
نکته:
صفات ملکی برای نشان دادن مالکیت همراه با اسم بکار می روند. ضمایر ملکی برای نشان دادن مالکیت بدون اسم بکار می روند.
یکشنبه 20 شهریور 1390 :: 16:44 :: نويسنده : S.Alidadi
What am I? I am hot I live in the sky.
|
| 1 | red |
| 2 | orange |
| 3 | yellow |
| 4 | green |
| 5 | blue |
| 6 | indigo |
| 7 | violet |
| 8 | purple |
| 9 | pink |
| 10 | silver |
| 11 | gold |
| 12 | beige |
| 13 | brown |
| 14 | grey |
| 15 | black |
| 16 | white |

What is wrong with the house?
Answer: The door is sideways
What is wrong with the man?
Answer : His glasses are crooked
For example: Our boss must have had a late night. He's in his office with his face on the desk, dead to the world
Meaning: If something is dead in the water, it has no chance of
succeeding or of making any progress
For example: I'm sure that George's new company is dead in the
water. Nobody's interested in buying his product
When can you add two to eleven and get one as the correct answer?
Answer: When you add two hours to eleven o'clock, you get one o'clock
I'm as big as an elephant, but lighter than a feather. What am I?
Answer: The Wind
امشب این دل یاد مولا می کند
لیلة القـدر است و احیا می کند
بشنو ای گـوش دلها بی صدا
نغمه ی فـزت و رب الکعبه را


‘Chogha Zanbil’
One of the most glamorous citadels still extant in the south-west of present-day Iran (Province of Khuzestan) is Ziggurat ‘Chogha Zanbil’ which was built by the Elamite Empire in 1250 BCE. This temple was built in the shape of a stepped pyramid, originally having five stories. The remains of the building in its present shape have a high of 25 meters though it is believed that the building was initially 50 meters high
![]()
ویلیام شکسپیر در 23 آوریل سال 1564 در انگلستان در شهر استراتفورد متولد شد.شهرت شکسپیر به عنوان شاعر، نویسنده، بازیگر و نمایشنامه نویس منحصر به فرد است و برخی او را بزرگترین نمایشنامه نویس تمام دوران میدانند اما بسیاری از حقایق زندگی او مبهم است.
ویلیام شکسپیر در ماه آپریل (احتمالا روز بیست و سوم) در استراتفورد متولد شد. پدرش شهردار و مادرش فرزند زمین داری محلی بود. شکسپیر احتمالا در مدرسهٔ گرامر استراتفورد تحصیل و در آنجا اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ لاتین به دست آورده؛ اما ویلیام رهسپار آکسفورد و یا کمبریج نشد. دربارهٔ جوانیهای ویلیام افسانهها یست و در واقع سند مستندی وجود ندارد. اولین مدرکی که ما دربارهٔ او پس از مراسم تعمید و نام گذاری داریم از ازدواج او با آنی هاداوای Anne Hathaway در سال ۱۵۸۲ میباشد. که ثمرهٔ آن دختری در سال ۱۵۸۳ و یک دختر و پسر دو قلو در سال ۱۵۸۳ بود.شکسپیر پس از ازدواج به لندن رفت و در تماشاخانه مشغول بازی شد.در آنجا وظیفه ویرایش نمایش نامه ها را به او سپردن شکسپیر از این تجربه استفاده کرد و خود چند نمایشنامه نوشتکه با استقبال روبرو شد پس از آن ما هیج اطلاعی در بارهٔ فعالیتهای او برای ۷ سال نداریم، اما وی احتمالا پیش از سال ۱۵۹۲ در لندن به عنوان بازیگرکار مینموده. در این موقع چندین هیثت بازیگران در لندن و دیگر مناطق وجود داشت که ارتباط شکسپیر با یکی یا بیشتر از آنها همگی حدسیات است. اما ما از ارتباط مفید و طولانی او با موفقترین دسته بازیگران با نام مردان لرد چامبرلین The Lord Chambelain's Men اطلاع داریم که پس از آمدن جیمز اول به تخت مردان شاه the King's Men نام گرفتند. شکسپیر نه تنها با این گروه بازی کرد بلکه سرانجام سالار صاحب سهم و مدیر نمایشنامه شد. دسته شامل کسانی که در آن روزگار مشهورترین بازیگران بودند میشد مانند Richard Burbage (که بی شک خالق نقشهای هاملت، لیر و اوتلو بود) همین طور Robert Armin وWill Kempe (بازیگران نمایشنامهٔ دلقک و احمق شکسپیر ) همچنین ایشان شناخته شدهترین تئاتر الیزابتی در سال ۱۵۹۹ بودند. شکسپیر در دوران نخستین خود را محدود تئاتر ننموده و در سال ۱۵۹۳ شعر عشقی اساطیری ونوس و آدونیس و در سال پس از آن نیز ربودن لاکریس را منتشرمنتشر ساخت. و تا ۱۵۹۷ وی کامکار شد تا خانه یی نو را در استراتفورد خریداری نماید و اینک او میتوانست خود را یک جنتلمن بنامد .
فرانسیس میرس Francis Meres در پالادیس تامیا: خزانه هوش(۱۵۹۸) در رابطه با شکسپیر میگوید : همانطور که پلاتوس و سنکا Plautus and Seneca بهترین برای کمدی و تراژدی در میان لاتین هستند شکسپیر فاخرترین آنها از هر دو گونه در روی صحنهاست.
با دو چکامهای که شکسپیر در سالهای ۱۵۹۳ و ۱۵۹۴ به چاپ رساند اشعار او زودتر از نمایشهایش چاپ شدند همینطور باید گفت که بیشتر غزلهای وی باید در این سالها نوشته شده باشند و نمایشهای او پس از سال ۱۵۹۴ نمایان شدهاند و او به طور کلی هر دو سال یکی را ارئه نمود که هریک شامل سرود و آهنگهایی بسیار زیبایی میشدند .
نمایشهای ابتدایی شکسپیر شامل : هنری چهارم، تیتوس آندرونیکس، رویای شبی در نیمهٔ تابستان، بازرگان ونیز و ریچار دوم میشود که همگی در میانه و اواخر دهه ۱۵۹۰ تاریخ گزاری شدهاند.
همینطور بعضی از تراژدیهای مشهور او که در اوایل دهه ۱۶۰۰ گفته شدهاند شامل : اتللو، شاه لیر و ماسبت میشود. در حدود سال ۱۶۱۰ شکسپیر به استراتفورد برای استراحت بر میگردد و با وجود آن به نوشتن ادامه میدهد که دورهٔ رمان و کمدی-استراتژی او به حساب میآید مانند: طوفان، هنری هشتم، سیمبلاین و داستان زمستان. درمورد غزلیات او میتوان گفت که نخستین بار در سال ۱۶۰۹ به چاب رسیدند.
ویلیام شکسپیر به تاریخ ۲۳ آوریل ۱۶۱۶ میلادی درگذشت و جسد او دو روز پس از آن در کلیسای مقدس ترینتی به خاک سپردند . او حتی قطعهای ادبی نیز برای روی سنگ قبر خود گفته که بر روی آن حک شدهاست : به خاطر حضرت مسیح از کندن خاکی که اینجا را احاطه کرده خودداری کن، خجسته باد کسی که این خاک را رها کند و نفرین باد کسی را که استخوانهای مرا بردارد. او در حالی مرد که به سال ۱۶۱۶ هیچ نسخهٔ جمع آوری شدهای از آثار شکسپیر وجود نداشت، و بعضی از آنها در نسخههایی مستقل چاپ شده بودند که همانها هم بدون نظارت ویرایش او بود. و در سال ۱۶۲۳ دو تن از اعضای هیئت شکسپیر، جان همینگزو هنری کاندل نسخهای جمع آوری شده از تمام نمایشهایش که مورد تصحیح و رسیدگی قرار گرفته شده بود به چاپ رسید که فیرست فالیو first folio نام گرفته شد .
از مهمترین آثر او میتوان اتلو-مکبث-هملت-ژولیوس سزار-رومئو و ژولیت-تاجر ونیزی-شاه لیر-رویای شب نیمه تابستان و....را نام برد.
Mr. Jones moved to another town, and soon he needed a new doctor, so he went to see one. He sat in the waiting room and looked around. The doctor's degrees were on the wall. Suddenly Mr. Jones remembered: there had been a student with the same name in his class at school, and he had become a doctor!
He went to see the doctor, remembering a young, handsome student, and was sad to see how old and heavy and grey this man looked. However, he said to him, "Good morning, Doctor. Did you go to Middletown High School?"
The doctor answered, "Yes, I did."
"Were you there from 1942 to 1946?" Mr. Jones asked.
"Yes, I was ," the doctor answered. "How did you know?"
Mr.Jones laughed and said, " You were in my class!"
"oh?" the doctor said, looking at him carefully for a few moments. " What were you teaching?"
A. Answer these questions:
1- Why did Mr. Jones go to a new doctor?
2-What did he see on the walls of the waiting room?
3- What did Mr. Jones remember?
4-What were the two questions that Mr. Jones asked the doctor?
5-How did Mr. Jones know that the doctor had been at that school during those years?
6- What did the doctor think?
B. What words in the story mean the same as:
1- before long
2-beautiful
3- fat
4- not happy
5- seconds
6- with care