function GetBC(lngPostid)
{
intTimeZone=33042;
strBlogId="3210";
intCount=-1;
strResult="";
try {
for (i=0;i هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان در هم نکشیده, مگر وقتی که پایم برهنه ماند بود و استطاعت پای پوشی نداشتم. به جامع کوفه درآمدم, دلتنگ, یکی را دیدم که پای نداشت, سپاس نعمت حق به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم. Aggrieved because I had no shoes I shuffled down the street Till someone cried: There stumping goes A man who has no feet Then I was instantly aware That I from pain was free And thanked God , the Compassionate For all He'd given me
با سلام
به وبلاگ آموزشی زبان انگلیسی خوش آمدید.
امیدوارم مطالب وبلاگ در یادگیری زبان انگلیسی به شما کمک نماید.
دبیر زبان-Alidadi
![]()
![]()